منبع کدهای زیباسازی

کد قطرات شبنم-Http//wWw.20ToolS.cOm/
عاشقانه ها

عاشقانه ها



عشق واقعی

 

دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ...! پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد . دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پ...ایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه ... دختر قبل از این که نامه ی پسر را بخواند ، به اون گفت : دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد ... دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:
.
.
.
.
.
.
اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:36 توسط حسين |


نسل ما ...


ما نسل بوسه های خیابونی هستیم

نسل خوابیدن با اس ام اس...

نسل دردودل با غریبه های مجازی...

نسل غیرت روخواهر،روشن فکری روی دختر همسایه...

نسل جمله های کورش وشریعتی،نسل ترس از پلیس

نسل تنهایی،نسل سوخته...

یادمان باشد...

هنگامی که به جهنم رفتیم مدام بگوییم:

یادش بخیر...دنیایمان هم همینجوری بود،پس...!به سلامتی

نسل من که خسته شداز بس...دزدکی بوسید...

دزدکی حرف زد...دزدکی در آغوش رفت...

دزدکی عشق بازی کرد...ودزدکی دوست داشت... .

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:30 توسط حسين |


اجباری نیست!!



قلب عزیزم !

لطفا خفه شو ودر همه کارها دخالت نکن!

همان که خون پمپاژ میکنی کافیست

اگر هم خسته شدی اجباری نیست به کار...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:28 توسط حسين |


خداحافظ



 

خداحافظ

 

                              آخرین کلامی که از تو شنیدم

وباز قصه ی تلخ آن جاده و آن راه بلند

که تو را از خلوت من می ربود

آسمان میگریست

شیشه ها میگریستند

و من مبهوت رفتنت

در پس شیشه های مه آلود

بغض دردناکم را بلعیدم

دیوانه وار خندیدم

و تو را بدرقه کردم

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:20 توسط حسين |



+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:19 توسط حسين |



به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری

ولی دیگه مال تو نیست

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:15 توسط حسين |


سر نوشت


کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت

نوبت به ما که رسید قلم افتاد…

دیگر هیچ ننوشت!

خط تیره گذاشت و گفت:

تو باش اسیر سرنوشت…سایت عاشقانه ساکار

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1392 ساعت 16:10 توسط حسين |



عشق به اين ميگناااااااا

موهام تراشیده شدن...ازم خجالت نکشی...

دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی...

 

روزای سختمون گذشت،۲ساله این روزو میخوام...

تو تک تکه ثانیه هام بوی تو میده لحظه هام..

 

چقد شلوغه کوچتون...اون کیه میخنده باهات؟؟!!!۱

چرا اسمتو میگه؟چه نسبتی داره باهات؟؟

 

اون کیه دست دادی باهاش؟حرف منو بهش نزن...

چقد عوض شدی گلم....راستی چقد میاین به هم.....

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ساعت 11:15 توسط حسين |


دیوونگی



آپلود عکس رایگان و دائمی


دیوونگی یعنی :

عکسشو تو گوشیت هی نیگاه کنی ، واسه بار هزارم ...


انگار تا حالا ندیدیش ...!


بوسش کنی محکم مث دیوونه ها !!


بگی خو آخه دلم همش یه ذره میشه برات ...


بغض کنی و اشکات بریزه ...


شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد ....


شاید با مهربونی بگه جونم ...


شاید ..شاید ..شاید ...


همین شاید گفتنات...


بازم همین صدای مسخره تو گوشت میپیچه :


مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد،


لطفاً مجدداً بمیرید...!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:21 توسط حسين |


بعضی ها....



آپلود عکس رایگان و دائمی


بعضیا هستن که تصادفی وارد زندگی آدم میشن...


تکلیفت باهاشون روشن نیست.... ولی نفست به


نفسش بنده !!


.......................................




امشب بازهم پستچی پیر محله ی ما نیومد یا باید


خانه مان را عوض کنم یا پستچی را ! تو که


هر روزبرایم نامه می نویسی ، مگه نه . . . ؟



                                ................................         ...........................




دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ، به


کدامین بهانه حواسش را پرت کنم !



                ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,          .............................          


هیچ می دانی؟ من دلیل شادی های تو بوده ام نه


شریک آن و شریک غم های تو نه دلیل آن


باران!

آپلود عکس رایگان و دائمی


دمش گرم !


بــــــــــــاران را میگویم ....


آرام به شانه ام زد و گفت


...امروز خیلی خسته شدی


بـــــــــرو ......


برو استراحت کن، من به جایت میبارم !


عاشقانه


خودم میدانم کهنه شده ام و تکراری...!


آنقدر کهنه که میشود روی گرد و خاک تنم یادگاری نوشت..


بنویس و .....برو!



شکرت خدایا.....!

خدای خوبم


توی این شب تاریک


با یه حس دوست داشتنی


به اندازه ی یه بغض تنگه تنگ


که شکستنش نزدیکه....


و به تعداد قطرات اشک روی گونه ام


منو ببخش


خدای خوبم


شکرت که نشانم دادی


چگونه پیدا کنم عصای رفتنم را


ان هنگام که در خویش گم بودم


شکرت مهربونم


هق هق گریه هام تمومی نداره


وقتی به مهربونی هات فکر میکنم


ولی عوضش دلم زلال میشه


وقتی حس میکنم به حرفام گوش میدی


معبود من


دوستت دارم بیشتر از همیشه و هر روز


می بوسمت بهترینم


خدای خوبم

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:17 توسط حسين |


دل دیوانه...



دل دیوانه ام هوای مستی کرده است


هوای تووهوای عاشقی کرده است


دل دیوانه ام هوای باران کرده است


هوای باران بوسه هایت..


آپلود عکس رایگان و دائمی


دل دیوانه ام هوای تب وتاب کرده است


هوای تپش برای لبانت...


هوای آرامش کرده است دلم...


هوای گریستن درآغوشت...


دل دیوانه ام هوای جنون کرده است این بار...


آپلود عکس رایگان و دائمی


یارب...یارب...


پاسخگوباش این بار...


لحظه ی قشنگ وصال کجاپنهان گشته؟


درمیان کدامین لحظات؟


یارب...


نشانی ازیارطلب میکنم...


اماافسوس وصدافسوس...


یارمن هیچ همزادی ندارد...


آپلود عکس رایگان و دائمی


امشب چنان خواهم گریست...


که قلب خدارابه دردآورم...


شایدکه پاسخگوباشد...


شاید...

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:14 توسط حسين |


توتنهامال منی!



آسمان غبطه ام میخورد


که هم آغوشی چون تودارم


غبطه ام میخوردکه...


آغوشش رادردنیاگسترانیده


ولی اوکه نمیداند


توتنهامال منی!


ستارگان غبطه ام میخورند


هرشب سعی درفریبت دارند


امامن که خوب میدانم


توتنهامال منی!


آپلود عکس رایگان و دائمی


وقتی ازبرایت مینویسم


نمیدانم باکدامین قلم نویسم؟


نمیدانم برکدامین صفحه نوشته ام جاری سازم؟


آخرمیدانی...


قلم وکاغذهایم باهم دعوادارند...


همه میخواهندازبرایت باشند!


آنهانیزغبطه ام میخورند...


اماتو...


تنهامال منی!


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:13 توسط حسين |


فرقـے نمـے کند !!



آپلود عکس رایگان و دائمی


فرقـے نمـے کند !!


بگویم و بدانـے …!


یا


نگویم و بدانـے..!


فاصله دورت نمی کند …!!!


در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ …!


جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:


دلــــــــــــــم…..!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:13 توسط حسين |


عاشق ترین



آپلود عکس رایگان و دائمی


فرهادهم کم کم حسودی میکند...


اوعاشق ترازخودرایافته است...


گل هایی که هرروزازباغچه می کنم


آرزودارندپرپرشوند...برایت...


امااین حق من است که پرپرشوم درلحظه دیدار...نه؟؟؟


گل هایم پرپرگشته اند ازفراقت...


امانه مانندمن...


اشکان سردم راببین...


اختیارشان راازدست داده ام


بادهم که قصدآزاردارد...


سیلی میزندبرصورتم و


اشکهایم راروی گونه ام به بازی میگیرد


این روزهاحس میکنم...


تقدیرنیزغبطه ام میخورد...


اونتوانست تورازمن رباید


اما...


توراازمن دورساخت


امااین راهم خوب میدانم که...


تقدیربه گردپایم هم نمیرسد!!!


پس به اوخواهم گفت:


بچرخ تابچرخیم...!!!


اوتنهامال من است...!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:11 توسط حسين |


چی میشد؟



آپلود عکس رایگان و دائمی


چی میشد کنارهم بودیم امشب؟


چی میشددست تودست هم بودیم امشب؟


چی میشددستاتوحلقه میکردی دورگردنم...


بامن ازعشق میگفتی؟


چی میشدترانه عشق سرمیدادیم امشب؟


چی میشددوباره باتو...


تنهایی هاموخاک میکردم؟


چی میشددلمومثل همیشه...


فرش زیرپات میکردم؟


چی میشدبازهم توآغوشت...


ترسوازخودم دورمیکردم؟


امااینوخوب میدونم عشقم...


دوری ودلتنگی روهراسی نیست...


من توروخواهم جست...


دررویاهای شبانه ام...


من باتوخواهم ساخت...


کلبه ی آرزوهایم را...

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ساعت 18:10 توسط حسين |


بوسه


من دیوانه ان لحظه ایی هستم

که تو دلتنگم شوی

و محکم در اغوشم بگیری

و شیطنت وار ببوسیم

و من نگذارم

..........

بوسه با لجبازی

بیشتر میچسبد....


آپلود عکس رایگان و دائمی

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1392 ساعت 12:37 توسط حسين |


عشق



آپلود عکس رایگان و دائمی


+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1392 ساعت 12:36 توسط حسين |


گنجشک و خدا ...



روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتندو خدا هر بار به فرشتگان اینگونه میگفت: می آید،من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنودو یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد. و سر انجام روزی گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست" گنجشک گفت:"لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگیهایم بود و سر پناه بی کسی ام.تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه را بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:"ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی.باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت:"و چه بسیار بلا ها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.های های گریه اش ملکوت خدا را پر کرد.
[ دوشنبه 21 اسفند1391 ] [ 13:26 ] [ •÷±‡± Mehrdad ±‡±÷• ]

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:38 توسط حسين |


آشناهای غریب


 - آرمیتی فرهادیان,ج ا س م ی ن ,باران راد,شانی ی,سارمن ادیب,منا آرامش,مـ ـ ـ ـ ـارشـ ـ ـ ـ ـال ج,

آشناهای غریب همیشه زیادند

آشناهایی که میایند و میروند

آشناهایی که برای ما آشنایند

ولی ما برای آنها...

نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود

که همه روزی

آشنای غریب میشوند

یکی هست ولی نیست

یکی نیست ولی هست

یکی میگوید هستم ولی نیست

یکی میگوید نیستم ولی هست

و در پایان همه بودنها و نبودنها

تازه متوجه میشوی

که:
یکی بود هیشکی نبود

این است دردی که درمانش را نمیدانند

و ما هم نمیدانیم

که آن یکی که هست کیست

و آن هیچکس کجاست

کاش میشد یافت

کاش میشد شکستنی نبود

کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن

خرد نشد.....

 

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:37 توسط حسين |


سنگینی نگاهت...




گـاهـی وقـتـا

 

 

دلـم فـقـط سـنـگـیـنـی نـگـاهـت رو مـیـخـواد

 

که زُل بـزنـی بـهـم

 

و مـ ـن بـه روی خـودم نـیـارم . . .

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:36 توسط حسين |


دل بی کسم



نگاه ماه را میبینی

آسمان چندیست تاریک مانده است

ستاره ای خسته چشمهایش را میمالد

و من عمریست چشم براه تو مانده ام

خاطراتت را مگیر از من...عشقم کجایی

6

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:35 توسط حسين |


تا ابد ماندن



 

برای تا ابد ماندن باید رفت گاهی به قلب کسی

 

گاهی از قلب کسی . من نیز برای ماندن در کنار تو و خاطرات تو باید بروم

 

گاهی برای بیان دوست داشتنت باید از آنچه دوست داری بگذری

 

من از تو خواهم گذشت تا بدانی تو را بیشتر از خویش دوست دارم

 

میدانم برای جاودانه شدن باید رفت تا امروز و فردای تو غرق در آرامش شود

 

که من شادم با لحظات خوش و شاد تو


+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:34 توسط حسين |


بهانه تراشی



76475091499370784110 اس ام اس عاشقانه   اردیبهشت 91

 

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن
.
.
.
دلم درد میکند ، انگار خام بودند خیالهایی که ب
ه خوردم داده بودی
.
.
.
کاش نامت را با خط بریل مینوشتند ، صدا کردنت کافی نیست

شکوه اسم تو را باید لمس کرد !
.
.
.
آدم بدون دوست ، چون کتاب بدون جلد است !
.
.
.
سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:33 توسط حسين |


دوست داشتن



نشستم پاى مشروب گفتند بخور بگو به سلامتى اونی که دوستش داری, پیکو به لبم نزدیک کردم نخوردم,ولى گفتم به سلامتى اون که ازش جون میگیرم.گفتند نخوردى؟؟!!گفتم من سلامتى اونو تو پاکى میخوام,نه تو مستى!!



+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:32 توسط حسين |


عاشقانه!!!!!



در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

63665026174957961060 غمگین ترین شعر های عاشقانه 2012

برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکن
حرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!
نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…
نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….
این بهانه ها تکراریست ، هر چه دوست داری بگو ، خیالی نیست….
راحت حرف دلت را بزن و بگو عاشقت نیستم ، بگو  دلت با من نیست و دیگر نیستم!
راحت بگو که از همان روزاول هم عاشقم نبودی ، بگو که دوستم نداشتی و تنها با قلب من نبودی
برو که دیگر هیچ دلخوشی به تو ندارم ، از تو بدم می آید و هیچ احساسی به تو ندارم
سهم تو، بی وفایی مثل خودت است که با حرفهایش خامت کند، در قلب بی وفایش گرفتارت کند ، تا بفهمی چه دردی دارد دلشکستن!
برو، به جای اینکه مرحمی برای زخم کهنه ام باشی ،درد مرا تازه تر میکنی !
حیف قلب من نیست که تو در آن باشی ،تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی….
حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل تو را ببینند ، تو لایقم نیستی ، فکرنکن از غم رفتنت میمیرم!
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، برو و دیگر اسم مرا صدا نکن
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار با تنهایی تنها باشم …

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:31 توسط حسين |


دلتنگی



دلتنگ که میشم

میشینم پای سیستم

گوشیمو میزارم و شروع میکنم به گوش دادن موزیک

چشامو میبنـــدم ، حس ام رو زیر زبونم مزه مزه میکـــنم و ...

راهی میشم توی کوچه های خاطرات

توی هر کوچه که قدم میزارم ، یاد یکی از خاطره هام میافتم

آروم آروم قدمهامو بر میدارم تا مرورشون کنم

اگه این خاطرات نبود

 همین نفسی که به زور بالا میاد ، دیگه بهونه ایی نداشت واسه بالا اومدن    

  


 

باور کن نمی شه زد به بی خیالی و گفت

 اشکال نداره ، دنیا همینه


خیلی جاها ...  خیلی وقت ها ، کم میارم

صدات   تو گوشم زمزمه میشه

                       و نگاهت ، توی ذهنم مجسم 

                                                  ولی من تو رو می خوام
 
                                                                                         
نه خیالت رو ...


+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:30 توسط حسين |


عشق بی همتا...



 

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟

 

 

           (تقدیم به تو...)

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:27 توسط حسين |


نيستم...


 

بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ


روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛


بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد


برآی نِگآه کَردَنمـــ


כֿـَندیدنمـــ


اَذیتـــ کردَنمــــ


برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی


روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود


می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:26 توسط حسين |



...
 

بعضی وقتهــآ...

          از شدت دلتنگیــــ ،
 
                      گریهــ کهــــ هیچ...!!!

                                  دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛

                                             هــآی هــــآی بمیــــری...!

 

 

دل اگر بســــــتی ،

                محـــــــکم نبند!

                      مراقب باش گره کور نزنی...!



                                    او میـــــــــــــــــــــــرود!
 
                                        آنوقت تو میمانی و یک گره کور...!!!
 

 

نــذر ڪـرכه ام اگـر نیآیـے ،                      

 

                                                       پیـآכه از یآכت بــِروَمـ ...!

 

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:24 توسط حسين |


فقط به خاطر تو...

.

.

.

.

.

هستي

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1392 ساعت 17:14 توسط حسين |